سرزمین من... سرزمین عجایب [موزه]

ورود





ورود خودکار

واژه رمز را فراموش کرده‌اید؟
عضو شوید

افراد آنلاین

3 کاربر آن‌لاين است (3 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت انجمن‌ها)

عضو: 0
مهمان: 3

بیشتر...

قالب‌ها


(9 قالب)

:: تولدت مبارک ::

امروز تولد هیچ کس نیست.

☼ایفای نقش☼

دوره‌ی جدید ایفای نقش افسانه‌ها، سیرک میاوداکاس، در تاریخ سوم تیرماه 1396 رسما آغاز به کار کرد. برای عضویت در ایفای نقش، لازم است ابتدا تاپیک‌های زیر را ملاحظه کنید.




ایفای نقش چیست؟ ایفا و هر چه که باید در مورد آن بدانید!

اتاق انتظار

عنوان پاسخ ها آخرین ارسال
ارتباط با مدیریت ایفای نقش 9 امروز ۹:۵۳:۳۲
لئو آنتوني پاركر رفتن به آخرین پست ارسال شده
چادر سرپرست سیرک 39 ۱۱:۰۶:۱۰ سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶
پیرِ ملول رفتن به آخرین پست ارسال شده
باجه‌ی بلیت‌فروشی 43 ۷:۵۲:۲۷ دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶
پیرِ ملول رفتن به آخرین پست ارسال شده
اطلاعیه‌های سیرک 1 ۱:۳۰:۰۸ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶
هــــکاته رفتن به آخرین پست ارسال شده


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان






سرزمین من... سرزمین عجایب
#1


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۴ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۲:۳۱ یکشنبه ۷ تیر ۱۳۹۴
از سرزمین عجایب
پیام: 1
سطح : 1
پست/روز : 0 / 0
روز/پست : 0 / 0
درصد این سطح : 0
آفلاین
وقتی اولین بار این سرزمین را ساختم، عنصر به عنصرش را کنار هم گذاشتم، بذر درختانش را ریختم و ورد علف‎ها و گل‌هایش را خواندم فکرش را نمی‌کردم که روزی آن‌چنان زیبا شود و خواستنی... که تصمیم بگیرم چنین نامی برایش بگذارم؛‌ سرزمین عجایب.

آن درخت‌های بزرگ قارچی شکلش با رنگ‌های مختلف و خال‌های سپید ظاهری رؤیا گونه به این سرزمین داد. خودم هم نمی‌دانم کدام یک از آن بذرهایی بود که از "تاجر" خریده بودم اما هر چه بود، عالی بود.

این سرزمین اما یک ورودی دارد. ورودی‌ای ناپیدا. خیلی‌ها وقتی وصف سرزمینم را شنیدند خواستند واردش شوند،‌ تصرفش کنند. آه از این همه حرص و طمع آدم‌ها!

اما نتوانستند... زهی خیال باطل! مگر از آن سرزمین‌ها و قلمروهای بی در و پیکر و خیالی است که یک دروازه داشته باشد و بخواهند پیدایش کنند؟ چند تا ورد بخوانند و واردش شوند؟ نه! حتی " سخن دوست هم می‌گفتند" نمی‌توانستند وارد شوند! آخر می‌دانی سرزمین عزیزم؟ تو اصلاً دروازه‌ای نداشتی! دری نداشتی!



آه! وقتی یادم می‌افتد اصلاً نمی توانم جلوی خودم را بگیرم.



بی‌خیالش! اصلاً ولش کن. بروند به درک. ماییم و این سرزمین بزرگ و زیبا.

اما کم کم حوصله‌ام سر رفت. گفتم بگذار نظر چندتایی را هم بشنوم. که این سرزمین چگونه است؟‌ برای آنها هم اینقدر عجیب است؟‌ ولی همچنان نه دری می خواستم و نه دروازه‌ای!

سراغ همان آب نقره‌ای رنگی رفتم که کوچک و زیبا ساخته بودمش. آه چه رؤیایی است این رؤیای شیرینی که من خلق کرده‌ام!

اما این آب خطرناک بود، از اولش هم می‌دانستم خطرناک است. آب معمولی که نبود. به هر حال دلیلی داشتم که ساختمش. نمی خواهم بگویم، قرار نیست همه چیز را بر این لوح ثبت کنم. آه! سرزمین من! خودت بهتر می‌دانی چرا آن آب... این است!

و قایقی... وااای! قایق جوانی‌هایم! قایق شبابم! شور و شبابم! آن موهای نیلگون با آن عطر بهاری... من او و آن موها در آن قایق... زیبای من بود آن قایق... یعنی زیبایی‌های من را درخود داشت. حالا باید آن را به غریبه‌ها می‌سپردمش؟‌

اما همین بود. برای اینکه بفهمی فلز و جنس یکی از چیست؛ خالص است یا قربانش بروم آلیاژ هزار فلز، باید چیزی از جنس صداقت تمام آن را بیازماید و چه بهتر از... قایقی هزارتکه و هزارنقش که تنها دو نقش در آن رنگ راستی دیده‌اند و تکرار نخواهد شد... آه!

و طولی نکشید که آمد...

"اولین نفر" از راه رسید. با آن ذاتِ... سرزمین خودت باید بفهمی ذاتش چیست و کیست؟ من اندوهگینم و شادمان چون می دانم اما تو چه؟‌ تو کی خواهی فهمید؟

وقتی دومین نفر از راه برسد و سومین نفر...

آه سرزمین من...

سرزمین من!



تو را چه خواهد شد ای سرزمین عجایب؟

با این همه نفرها... پس "مباشر"ی باید باشد! بله این هم فکر خوبی است. حالا که می خواهند سرزمینم را به تاراج ببرند. از آن بخورند و بیاشامند و در آن بیاسایند؛ باید کار هم بکنند. هیچ چیز مجانی نیست. مگر نه سرزمین من؟

مباشرانِ من؟ وای خالق! چه شود!

"مرگ‌آفرین"! کجایی؟ به اینجا بیا! بیا و در زیرِ سرزمین عجایب هم ساکن شو و مشغول به کار. اینجا بهترین "مخلوق" من است. من باید بروم. دیرم شده...

در این همهمه‌ی مباشربازی‌ها و نفر، نفرها و اولین و دومین و سومین و بعدی ها...

در این هیاهوی سخت...

تو یگانه نماینده‌ی من باش و حکم کن...

حکم چیست؟ "دل" یا "پیک"؟




پیام زده شده در: ۱:۵۲ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴
بالا







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]